بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
434
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
گذشت و شر ذمهء قليلى از مفسرين مثل جلال الدين محلى « للفقراء المهاجرين » را متعلق بامر محذوف گرفتهاند به اين تقدير كه « اعجبوا للفقراء المهاجرين » و بنا برين ربطى بما سبق ندارد تا محتاج بتوجيه باشد يعنى تعجب كنيد مر حال درويشان هجرت كننده را الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ آن هجرت كنندگان را كه بيرون كرده شدند از منازل ايشان و از مالهاى ايشان يعنى مشركين مكه ايشان را از منازل و اموال خود اخراج كردند يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ حال كونى كه طلب كنند اين مهاجرين از هجرت خود زيادتى ثواب را از خداى تعالى وَ رِضْواناً و خوشنودى او را به اين معنى كه هجرت ايشان محض رضاى الهى بوده و منسوب بامر ديگر از مشتهيات نفسانى نبوده وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و نصرت كنند خداى تعالى و رسول او را و در ارتفاع اعلام دين مبين او كوشش نمايند أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ آن فقراء مهاجرين ايشانند راست گويندگان فخر رازى گفته كه بعضى از علماء اهل سنت به اين آيه استدلال بر صحت خلافت ابو بكر كردهاند به اين طرز كه فقراء مهاجرين ابو بكر را يا خليفة رسول اللَّه ميگفتند و خداى تعالى شهادت بر صدق ايشان داده پس واجبست كه درين قول نيز صادق باشند پوشيده نماند كه اين وقتى مسلم است كه « هم الصادقون » عام باشد با آنكه جلال الدين محلى آن را تخصيص بايمان داده و گفته « هم الصادقون فى ايمانهم » و قاضى ناصر الدين بيضاوى نيز گفته « الذين ظهر صدقهم فى ايمانهم » و ايضا وقتى مسلم است كه فقراء مهاجرين ابو بكر را خليفة رسول اللَّه گفته باشند و اين اول حرف است بر تقدير تسليم ميتواند كه اين خطاب بطريق تقيه و حفظ نفس باشد و ديگر آنكه خلافت منقسم به دو قسم مىشود يكى خلافت حقّه كه آن حق امير المؤمنين و اولاد اطهار و ائمهء معصومين عليه و عليهم السلام است و ديگر خلافت باطله مانند خلافت خلفاى ثلاثه و بنى اميه و بنى العباس بنا برين ميشايد كه مراد فقراء مهاجرين به يا خليفة رسول اللَّه اينمعنى باشد كه « يا خليفة رسول اللَّه